![]() |
![]() |
|
| تنها تر از همیشه |
|
یک شب خوب تو آسمون یک ستاره چشمک زنون خندید و گفت : کنارتم تا آخرش تا پای جون .... ستاره ی قشنگی بود آروم و ناز و مهربون .... ستاره شد عشق من و منم شدم عاشق اون .... اما زیاد طول نکشید عشق من و ستاره جون !!! ماهه اومد ستاره رو دزدید و برد نا مهربون .... ستاره رفت با رفتنش منم شدم بی همزبون ...!!! حالا شبا به یاد اون چشم می دوزم به آسمون |
|
+ نوشته شده در
جمعه 6 اردیبهشت1387ساعت 0:27 قبل از ظهر توسط hanieh |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا ! دلم میخواد اگه نعمتی به من میدی بتونم خوب ازش نگهداری کنم نه اینکه بهم بدی و من لیاقط نداشته باشم ! اون موقع میشه که نعمت رو از من میگیری و منو واسه همیشه تو حسرت میذاری....!!!
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1388 دی 1387 مرداد 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 |
|
RSS
|